تبلیغات
نسل سوم - این تاریخ بی کس ما
 
درباره وبلاگ


خودت فکر کن حتی اگر غلط فکر کنی.
برگرفته از گفتگوی پری صابری با اوژن یونسکو.

مدیر وبلاگ : محسن فیاضی
نظرسنجی
اساساً این که نام خلیج فارس تغییر کند دارای اهمیت است یا نه؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Mohsen Fayyazi

Create Your Badge

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل
نسل سوم
خودت فکر کن، حتی اگر غلط فکر کنی.
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 15 مرداد 1391 :: نویسنده : محسن فیاضی

این تاریخ بی کس ما


گهگاه پیش می آید که بنشینم جلوی تلوزیون برای کشتن زمان هم که شده برنامه ای را دنبال کنم، بعضی وقتها هم پیش می آید که سرم گرم شود یا از برنامه خوشم بیاید . باری نشستم پای تلوزیون ، قصه ی تاریخ بود، آن هم نه خیلی دور ، تاریخ ایران خودمان بود، تاریخ ایران بی نوای ما که این روزها حتی قدر و قیمت شکوه و جلال گذشته اش را هم نمی شناسد و نمی داند. شاید تاریخ چندان امر مهمی نباشد، اما آیا نه چندان که برای دیدنش درنگی بکنیم و به این فکر کنیم که چه بودیم و چه شدیم؟ قصد ندارم تمام تاریخ پر فراز و نشیبمان را یاد آوری کنم و حسرت بخورم و یا چیزهایی از این دست. برای آنچه گذشته است  زیاد نباید دریغ و افسوس خورد. تاریخ ما هم با تمام شکوه و جلاش ، با تمام نام و آوازه اش چهره در نقاب خاک کشیده است. با تمام این حرفها اگر تاریخ برای ما به اندازه ی یاد و خاطره ی عزیزی از دست رفته مهم باشد، اگر هنوز هم ریشه های هویتمان را در تاریخ و در گذشته می جوییم و اگر هنوز هویت  مهم است ، باید خودمان را در قبال آن مسئول بدانیم و حفظش کنیم.

باری. در این دور زمانه ای که ملت ها برای خودشان تاریخ های برساخته و جعلی می تراشند، قصه ی  این تاریخ را پاس داشتن ما خنده دار است. نمی دانم چطور می شود که یک نفر به بهانه ی گذر از جاده ی ابریشم چند تایی دوربین با خودش راه می اندازد و هوس می کند در این سیاحت ، تجارتی هم بکند و مستندی هم بسازد، بعد با خیال راحت بود دست برساند به کتیبه ی بیستون و با خیال راحت آن خطوط چند هزار ساله را دستمالی کند و هیچ کس هم نباشد که بگوید اسید دستش چه دارد با سنگها می کند. نمی دانم ما چرا در مقابل هر کس که به زبانی دیگر صحبت می کند اینقدر دست و پایمان را گم می کنیم که تمام اصول و قواعد یادمان می رود. چرا از همین رسانه ی ملی آقای فلان باید بتواند به راحتی آن فرش فروش از همه جا بی خبر را متهم به دوز و کلک کند. نمی گوییم ما ایرانی ها پاک و عاری از عیبیم، اما این خارجی ها را که خوب تحویل می گیریم. آنوقت آن فروشنده ی بیچاره  با خوشی و خنده و در کمال متانت متهم می شود به این نیرنگ که جنسش را دارد دو برابر قیمت می فروشد . یا وقتی می رسد به سر وقت حمله ی اسکندر به ایران و آن ماجرای سوختن تخت جمشید در آتش توحش یونانی ها. برای من این پرسش  پیش می آید که چطور می شود که یک خارجی یک لا قبا به راحتی آب خوردن، آن همه فجایع را می اندازد گردن مقدونی ها آن هم در شبی که اسکندر مست بوده استو خیلی راحت فراموش می شود که بیشتر لشکر اسکندر همان یو نانی ها بوده اند همانه هایی که پای تمدن که به میان بیاید همیشه در صدر هر مجلسی اند و عجبا که اسکندر یونانی است. و به همین راحتی یک شمایل برساخته ی دریغ و افسوس، آن همه و حشی گری را می شوید و می برد. گویی نه از ره عقل و اراده بوده است ودر حالت بی خویشتنی بوده است و اگر مست نبود چنین نمی کرد و باز گلی به جمال اسکندر. و خوب بسیار گفته بود در وصف ایران و الحق و الانصاف کم هم نگذاشته بود. ولی انصافا این آخری ماله کشید روی همه ی آنها. سر وقت دیوار نگاره ها هم که رفت آن شیر و گاو نمادین ما را بر کاخ تچر با ماتدورهای اسپانیای یا گلادیاتورها ی روم و یونان - یادگار تمدن خودشان- اشتباه گرفته بود. و من مانده ام این سانسورچی های صدا وسیمای کجا رفته بودند. انگار در این یک قلم هر که آزاد است هرچه می خواهد بگوید و به یک باره صدا وسیمای ما یاد آزادی بیان افتاده است . وتازه در همین جا هم یکی توی دهانش گذاشته که میدان نقش جهان را بگوید میدان امام و مسجد عباسی هم که باید خوانده  شود مسجد امام.

تاریخ آنقدرها مهم نیست که بر آن درنگی کنیم، نگوییم که تاریخ مهم نیست اگر ما شیعه ایم و اگر مسلمانیم ، اگر برای ما یاد و خاطره ی عاشورا عزیز است و هر سال داغش را زنده می کنیم، باید یادمان باشد که اینها با تمام قداستشان بخشی از تاریخند، تاریخی که لاجرم برای ما چندان قداستی یافته است که جز آنچه می گوییم - هر چند به حق- نمی شنویم و نمی گذاریم که شنیده شود. از خودم می پرسم اگر این سنگ پرانی و احیانا فاش گویی در مورد این تاریخ سی ساله ی انقلاب بود یا نعوذ با لله در مقام یکی از بقاع متبرکه بود آیا مسئولان از صدا وسیما گرفته تا وزارت و فرهنگ و نمی دانم چه و چه دادشان گوش فلک را کر نمی کرد؟ نمی دانم چه فرقی است میان این تاریخ و آن تاریخ . اگر به ساختن هویت باشد اینها هردو از یک جنسند. چگونه است که این آخری متاع هر بازاری است و آن پیشین مهجور تنها مال بساط خنزر پنزری هاست که از ظنشان مالی نیست که نیست.





نوع مطلب : یادداشتها، 
برچسب ها : تاریخ ایران، تاریخ بی کس ما، جاده ی ابریشم، صدا وسیما، جعل تاریخ، شیعه، سنسورچی ها،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 06:43 ب.ظ
I'm amazed, I have to admit. Seldom do I encounter a blog that's both equally educative and engaging, and without a doubt, you have hit the nail on the head.

The problem is something that not enough people are speaking intelligently about.
I'm very happy I stumbled across this in my hunt for something regarding this.
جمعه 13 مرداد 1396 02:44 ب.ظ
This site truly has all the information I needed about this
subject and didn't know who to ask.
شنبه 7 مرداد 1396 06:58 ب.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.
The sketch is attractive, your authored material stylish.

nonetheless, you command get bought an edginess over that you
wish be delivering the following. unwell unquestionably come more formerly again since exactly the same nearly very often inside case you shield this increase.
جمعه 11 فروردین 1396 04:19 ق.ظ
A person essentially lend a hand to make significantly posts I'd state.
This is the first time I frequented your web page
and so far? I amazed with the analysis you made to create this
actual post extraordinary. Excellent process!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر