درباره وبلاگ


خودت فکر کن حتی اگر غلط فکر کنی.
برگرفته از گفتگوی پری صابری با اوژن یونسکو.

مدیر وبلاگ : محسن فیاضی
نظرسنجی
اساساً این که نام خلیج فارس تغییر کند دارای اهمیت است یا نه؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Mohsen Fayyazi

Create Your Badge

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل
نسل سوم
خودت فکر کن، حتی اگر غلط فکر کنی.
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 24 مرداد 1391 :: نویسنده : محسن فیاضی

این ویرانه های جان ستان




باز این یورش بد فرجام مرگ بر پیکر رنجور و خسته ی زندگی.
نمی دانم شاید سخن گفتن از این مصیبت و فاجعه ی انسانی آن هم از پس روزهایی که گذشته است و درد در دلمان سنگسن نشسته است بازی کردن با وازه ها باشد. این بازی میان وازه ها و احساسات و آن جان هایی که باز نخواهند گشت. شاید الان زمان خوبی برای باز کردن زخم های کهنه نباشد، زمانی که بیش از هر چیز دست گیری و یاری و هم دردی می طلبد.
باز هم زلزله ، باز هم زلزله و همین طور می توان نوشت از این باز هم هایی که از پی هم می آیند و تمام نمی شوند وباز زلزله جان می گیرد و جان می ستاند. در این سالیان آخر لا اقل تا آنجایی که ما سنمان قد می دهد مدام با زلزله و ویرانه هایش سر و کار داشته ایم و در تمام این ها هم این جانهای عزیز مردم ما بوده است که پر کشیده است و رفته است و چند صباحی بعد روز از نو و روزی از نو. جایی که این زلزله ها چندان هم در مقیاس خودشان سهمگین نبوده اند و ما باز با تمام دانش انسانی امان در مقابل ان کم آورده ایم. این در حالی است که هستند کشورهایی که با زلزله هایی صدها بارتر خشنتر و سهمگین تر از این آنهم بارها و بارها مواجه می شوند و آنکه مغلوب است در مورد انها انسان نیست. این که خداوند قادر مطلق است و گریز از قضای خداوند مقدور نیست، درست اما باید قبول کرد در این یک قلم سخن گفتن از قضا و قدر الهی یاوه ای بیش نخواهد بود. شاید آنوقت هایی که ما با هزار ترفند و دوز وکلک خانه هایمان را سست ناپایدار می ساختیم در ذهنمان به ایستادگی در برابر همان قضا و قدر فکر می کردیم. می گوییم زلزله قابل پیش بینی نیست. از جهتی این حرف هم کم یاوه نیست. مگر نه این است که کشور ما در کمربند زلزله خیزی است که هر آن احتمال زلزله در آن می رود و حد وحدودش هم بنا به آمار مشخص است. دیگر پیشبینی از این دقیقتر. چرا نباید خانه هایمان را به گونه ای بسازیم که پیروز این نبرد با طبیعت و نه مشیت الهی ما باشیم. این مشیت الهی خواندن این قرار همیشگی طبیعت یک مغلطه ی بزرگ است که چیزی نیست جز فریب . نیرنگی که سر خودمان سوار می کنیم و چه بسیار کسانی که بر تنوره ی این جهل می دمند.
اما چه سود از این  گونه سخن گفتن از پس رویدادی که جان ستانده است. اما درغم آمد به این جماعت سوگواری که درد وجدان بر گرده اش سنگینی می کند بنگرم و هیچ نگویم. آن چماعتی که از میان گرد وغبار ویرانه ها اگر در خویشتن بنگرد و به آن دست هایی که صلیب وا ر در سینه بسته است چه خواهد دید. آیا آن ویرانه هایی که تلی است از خاک و خشت که جانهایی را زیر خود مدفون کرده است حاصل نا بکاری های آن دستهای چلیپا شده نیست؟ و ندایی می گفت بنگر این ویرانه ای است که تو ساخته ای و این جانهایی که تو ستانده ای.

 




نوع مطلب : یادداشتها، 
برچسب ها : زلزله در ورزقان جان ستان، مصیبت زمین لرزه، بناهای سست ایران، نیرنک و فریب، ویرانه های زندگی،
لینک های مرتبط :




 
   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات